ابن عباس می گوید در شب معراج مطالبی به پیامبر اکرم (ص) وحی شد که باید به وجود مقدس امیر المؤمنین (ع) خبر داده شود و نیز به ائمه بعد از آن حضرت. بعد فرمودند که خداوند برای آخرین آنها نشانه هایی بیان فرمودند:
1- عیسی ابن مریم پشت سر آن بزرگوار نماز می خواند.
2- زمین را پر از عدل و داد می کند چنانچه پر از ظلم و جور شده باشد.
3- بندگانم را به وسیله او (امام عصر) نجات می دهم.
4-گمراهان را به وسیله او هدایت می کنم.
5- نابینایان و بیماران را به وسیله او شفا می دهم.
عرض کردم خداوندا! آن کی خواهد آمد؟ خطاب رسید:
6- هرگاه علم از میان برداشته شود و جهل ونادانی به جای آن نشیند. قرائت قرآن زیاد اما عمل به آن کم شود
7- قتل و کشتار زیاد شود.
8- فقها و هدایت کنندگان واقعی کم شوند(اشاره است به وجود علمای ربّانی)
9- علمای فاسق(بی عمل) و خیانتکار زیاد شوند(آنان که دین را به فکر خود معنی می کنند)
10- شعرا زیاد شوند.
11- امت شما قبرستانها را مساجد قرار دهند.
12- قرآن ها را زینت کنند.
13- مساجد را مجلل بسازند.
14- جور و فساد زیاد شود.
15- منکرات ظاهر شود.
16- امت شما امر به منکر کنند.
17- مردها به مردها اکتفا کنند(لواط).
18- پیروان شما نهی از معروف کنند.
19- زنان به زنان قناعت کنند(مساحقه).
20- زمامداران کافر شوند.
21- دوستان حکمرانان گمهکاران باشند.
22- یاوران آن ها ستمگران باشند.
23- صاحبان رأی و نظر از آنان فاسقان باشند.
24- سه خَسف(فرورفتگی زمین) در دنیا واقع شود: یکی در مشرق - خسف دیگر در مغرب و خسف سوم در جزیره العرب.
25- قیام مردی از اولاد امام حسین (ع).
26- خروج سفیانی.
یاعلی (ع)
چگونه می توان دست کم یک بار چشم ما به چهره زیبای آقا امام زمان (ع) نورانی شود و چگونه می توانیم با آن حضرت مرتبط شویم؟
در دعای عهد یکی از خواسته های ما همین است:«اَلّلهُمَ أَرِنِی الطَّلعَهَ الرَّشیدَه وَ الغُرَّهَ الحَمیدَه» خدایا!
آن چهره زیبا و پیشانی ستودنی و نورانی را به من نشان بده! «وَ اکحُل ناظِری بِنَظرَهٍ مِنّی إلَیه» و چشم
مرا با نگاهی به او، سرمه بکش! «وَ عَجِّل فَرَجَهُ وَ سَهِّل مَخرَجَهُ وَ أَوسِع مَنهَجَه» و در گشایش کار وی
شتاب کن و خروج و قیامش را آسان گردان و راهش را گسترده کن. «وَ اسلُک بی مَحَجَّتَهُ» و مرا به راه وی
بکشان و در آن راه سیر بده!
سرمه کشیدن هم چشم را زیبا می کند هم قوی؛ ما در دعا می گوییم:«خدایا! چشمان مرا با دیدن
آن آقا (عج) زیبا و با نفوذ و قوی کن».
پس ای کاش هرچه زود تر چشمان ما با دیدن آقا امام زمان (عج) نورانی شود.
دانلود دعای عهد با صدای استاد فرهمند
۱۲ خصلت و اثر برای تقوا
۱- مورد ستایش خداست. آل عمران/186
۲- موجب جفظ و حراست آدمی است. آل عمران/120
۳- باعث تائید و پیروزی است. نحل/128
۴- موجب صلاح و درست شدن کار آدمی است. احزاب/70-71
۵- باعث بخشایش گناهان است. احزاب/70-71
۶- سبب دوستی و محبت خداوند است. توبه/7
۷- قبولی اعمال را در پی دارد. مائده/27
۸- اکرام و عزیز بودن و نزد خدا را دارد. حجرات/13
۹- مژده الهی در هنگام مرگ را در بر دارد. یونس/63و64
۱۰- باعث رهایی در هنگام مرگ، از آتش جهنم است. مریم/72
۱۱- جاودانگی در بهشت را به دنبال خواهد داشت. آل عمران/133
۱۲- رها شدن از سختی ها و بدست آوردن روزی حلال. طلاق/2و3
انسان منتظر
انسان منتظر کسی است که خود را به سه صفت، آراسته کند:
1- دوری از حرام
2- انجام واجبات خدا
3- داشتن اخلاق الهی
و بدون این ها معلوم نیست که انسان در زمان غیبت امام زمان (عج) موفق به دیدار ایشان و در زمان ظهور، موفق به یاری ایشان شود.
در روایتی از زبان شریف امام صادق (ع) این گونه آمده است: «تـَـوَقَّـع أمـرَ صاحِـبِـک لَیلَــکَ وَ نـَهـارَک» شب و روز در انتظار امام زمان (عج) باش!
نه سالی یک بار؛ نه هفته ای یک بار؛ نه روزی یک بار؛ هر لحظه و هر آن(اندکی از زمان و کمترین وقت)، در انتظار آمدن حضرت (عج) باش!
برای ظهور آقا امام زمان (عج) صلوات.
...با تو که بهانه آفرینشی
ای پادشه خوبان! داد از غم تنهایی
دل بی تو به جان آمد، وقت است که بازآیی
مستاقی و مهجوری، دور از تو چنانم کرد
کز دست بخواهد شد، پایاب شکیبایی
موعود من !
آن قدر جان سوخته تر از من داری، و آن قدر مشتاق تر از من ، چشم به راه تو بوده و هستند، که شرم می کنم خود را در شمار منتظران و آرزو داران تو بدانم!
بیش از هزار سال است که جگر دوستان و عاشقان تو، غریبانه آب شده، و بیش از هزار سال است که سینه های داغدار، با همان شراره ها و شعله ها به خاک رفته اند. به خاک رفته اند اما خاموش نشده اند که
آتش عشق، پس از مرگ نگردد خاموش
این چراغی ست کزین خانه بدان خانه برند
و اگر باور نداری،
بگشای تربتم را، بعد از وفات و بنگر
کز آتش درونم، دود از کفن برآید
و هنوز آه دل سوختگان تو، شنیدنی ترین داستان هاست و گفتن از غم عشق تو، جذاب ترین سخن ها!
... سینه هزار ساله، در یکی- دوکتاب هم خالی نمی شود، با یکی- دو صفحه چه می توان کرد؟! همین اندازه بگویم که:
خاک شهیدان دوست، گر بشکافی هنوز
آید از آن کشتگان، زمزمه دوست، دوست
سلام و خسته نباشید.
یک نرم افزار برای شما اماده کردم. کار خودمه. امیدوارم استفاده کنید و پیشنهاد می کنم حتما دانلود کنید. این نرم افزار دارای حدود ۶۰ حدیث از ائمه و ۱۵ شعر درباره حضرت مهدی (عج) است.
قبل از اجرای نرم افزار فونت های زیر را دانلود کنید. و به فونت های ویندوز اضافه کنید. حتما!!!!
و حتما نظر بدهید. در ضمن اگه از نرم افزار خوشتون آمد بگید تا باز هم نرم افزارهایی بسازم. موفق باشید.
دانلود فونت ها حجم:620 KB
دانلود نرم افزار حجم: 2.70 MB
امشب ما رو در رازو نیازهاتون با خدا فراموش نکنید.
YA ALI
انتظار کشیدن-که از وظایف یاران امام زمان(عج) است ای حالت و عملی قلبی و درونی است که آثار و برکت های فراوان بیرونی هم دارد. انسان منتظر یک حالت تجافی و بریدگی از این عالم طبیعت و دنیا دارد. یعنی در دنیا به صورت نیم خیز نشسته است تا همین که ندای آسمانی به گوشش رسید، از سر سفره جهان برخیزد و خود را به آقایش برساند.
و منتظر از نشانه هایی است: اول، پرهیز از گناه، دوم، انجام واجبات و سوم، داشتن اخلاق الهی و چهارم، دعوت به دین خدا. بنابراین انسان منتظر، یک چنین انسانی است که خودش را آماده کرده است.
از کتاب آماده باش یاران امام زمان (عج)
حجم:۹۱KB
پسورد:rse
ای در تو مقصد و مقصود ما![]()
وی رخ تو شاهد و مشهود ما![]()
نیست کسی جز تو هوادار ما![]()
مونس ما،یـاور ما،یـار ما![]()
خیز و شب منتظران روز کن![]()
طبع جهان را طرب افروز کن![]()
سکه تو زن تا امراکم زنند![]()
خطبه تو خوان تا خطبا دم زنند![]()
ما همه موریم، سلیمان تو باش![]()
ما همه جستیم بیا، جان تو باش![]()
منتظران را به لب آمد نفس![]()
ای شه خوبان! تو به فریادرس![]()
مردی به نام نجم ملقب به اسود در دهکده ای معروف به دقوسا واقع در کنار فرات زندگی می کرد. وی مردی خیر خواه و نیکوکاربود و زنی به نام فاطمه داشت. او نیز زن صالح و با تقوایی بود و دو فرزند داشت.
از اتفاق زن و شوهر هر دو نابینا شده سخت ناتوان گشتند. این حادثه در سال 712 هـ ق اتفاق افتاد. زن و مرد مدت زیادی را بدون گونه گذراندند تا اینکه یکی از شب ها زن حس کرد که دستی روی صورتش کشیده شد گوینده ای به او گفت: خداوند نابینایی تو را برطرف ساخت. برخیز و برو نزد شوهرت و در خدمتگذاری به او کوتاهی مکن.
زن نیز چشم خود را باز کرد و دید خانه پر از نور است و فهمید که ایشان قائم آل محمد (ص) بوده است.
خدایا!...
رحمتی کن،
تا ایمان،
نام و نانی برایم نیاورد!...
قوتم بخش،
تا نانم را،
و حتی نامم را،
در خطر ایمانم افکنم!...
تا از آنانی نباشم که ،
پول دین را می گیرند،
و برای دنیا کار می کنند!...
بلکه از آنانی باشم که ،
پول دنیا را می گیرند،
و برای دین کار می کنند!...
در روزهای آینده باز هم کتاب خواهم گذاشت.
پسورد فایل ها:rse
برای شما یک فونت رو گذاشتم. با استفاده از این فونت می توانید عبارتهایی مانند "علیه السلام" ، "قدس السره" ، "صلی الله علیه و اله" و ... را كه در فونتهای معمول Word یافت نمی شود را در این نرم افزار بنویسید. همچنین چند بسم الله زیبا در این فونت قرار دارد. برای استفاده از این فونت ابتدا باید آن را در فولدر Fonts ویندوز كپی كنید. سپس در برنامه Word از منوی Insert گزینه Symbol را انتخاب كرده و در قسمت Font فونت AlAEM را انتخاب كرده و با استفاده از دكمه Insert متن دلخواه خود را بنویسید. در این حالت زبان برنامه باید در حالت فارسی باشد. نمونه عبارتهای موجود در فونت را می توانید در تصویر كوچك و بزرگ برنامه ببینید.

حجم:۴۴KB



اخلاص امام على (عليه السلام)
1ـ ابن شهرآشوب گويد: وقتى امير مؤمنان(ع) بر عمرو بن عبدود دست يافت او را ضربت نزد و نكشت، او به على(ع) دشنام داد و حذيفه پاسخش داد، پيامبر(ص) فرمود: اى حذيفه ساكت باش، خود على سبب درنگش را خواهد گفت. آنگاه على(ع) عمرو را از پاى در آورد. چون به حضور رسول خدا(ص) رسيد پيامبر سبب را پرسيد، على(ع) عرضه داشت: او به مادرم دشنام داد و آب دهان به صورتم افكند، من ترسيدم كه براى تشفى خاطرم گردن او را بزنم، از اين رو او را رها كردم، چون خشمم فرو نشست او را براى خدا كشتم. (1)
2ـ علامه مجلسى(ره) گويد: صبحگاهى رسول خدا(ص) به مسجد آمد و مسجد از جمعيت پر بود، پيامبر فرمود: امروز كدامين شما براى رضاى خدا از مال خود انفاق كرده است؟ همه ساكت ماندند، على(ع) گفت: من از خانه بيرون آمدم و دينارى داشتم كه مىخواستم با آن مقدارى آرد بخرم، مقداد بن اسود را ديدم و چون اثر گرسنگى را در چهره او مشاهده كردم دينار خود را به او دادم. رسول خدا(ص) فرمود: (رحمت خدا بر تو) واجب شد.
مرد ديگرى برخاست و گفت: من امروز بيش از على انفاق كردهام، مخارج سفر مرد و زنى را كه قصد سفر داشتند و خرجى نداشتند هزار درهم پرداختم. پيامبر(ص) ساكت ماند. حاضران گفتند : اى رسول خدا، چرا به على فرمود: «رحمت خدا بر تو واجب شد» و به اين مرد با آنكه بيشتر صدقه داده بود نفرمودى؟ رسول خدا(ص) فرمود: مگر نديدهايد كه گاه پادشاهى خادم خود را كه هديه ناچيزى برايش آورده مقام و موقعيتى نيكو مىبخشد و از سوى خادم ديگرش هديه بزرگى آورده مىشود ولى آن را پس مىدهد و فرستنده را به چيزى نمىگيرد؟ گفتند: چرا، فرمود : در اين مورد هم چنين است، رفيق شما على دينارى را در حال طاعت و انقياد خدا و رفع نياز فقيرى مؤمن بخشيد ولى آن رفيق ديگرتان آنچه داد همه را براى معاندت و دشمنى با برادر رسول خدا داد و مىخواست بر على بن ابيطالب برترى جويد، خداوند هم عمل او را تباه ساخت و آن را وبال گردن او گردانيد. آگاه باشيد كه اگر با اين نيت از فرش تا عرش را سيم و زر به صدقه مىداد جز دورى از رحمت خدا و نزديكى به خشم خدا و در آمدن در قهر الهى براى خود نمىافزود. (2)
3ـ على(ع) فرمود: گروهى خدا را از روى رغبت پرستيدند و اين عبادت تاجران است. گروهى خدا را از روى ترس و بيم پرستيدند و اين عبادت بردگان است، و گروهى خدا را از روى شكر و سپاسگزارى پرستيدند و اين عبادت آزادگان است. (3)
4ـ و فرمود: خدايا، من تور را از بيم عذاب و طمع در ثوابت نپرستيدم، بلكه تو را شايسته بندگى ديدم و پرستيدم. (4)
5ـ و فرمود: دنيا همهاش نادانى است جز مكانهاى علم، و علم همهاش حجت است جز آنچه بدان عمل شود، و علم همهاش ريا و خود نمايى است جز آنچه خالص (براى خدا) باشد، و اخلاص هم در راه خطر است تا بنده بنگرد كه عاقبتش چه مىشود. (5)
عمل اگر براى غير خدا باشد وزر و وبال صاحب آن است و اگر انفاق به نيت فخر و مباهات باشد نصيب سگان و عقابان است. در اين زمينه حكايت لطيفى را كه دميرى در كتاب «حياة الحيوان» آورده بنگريد:
امام علامه ابو الفرج اصفهانى و ديگران حكايت كردهاند كه: فرزدق شاعر مشهور به نام همام بن غالب، پدرش غالب رئيس قوم خود بود، زمانى مردم كوفه را قحطى و گرسنگى سختى رسيد، غالب پدر فرزدق مذكور شترى را براى خانواده خود كشت و غذايى از آن تهيه كرد و چند كاسه آبگوشت براى قومى از بنىتميم فرستاد و كاسهاى هم براى سحيم بن وثيل رياحى كه رئيس قوم خود بود فرستاد. سحيم كسى است كه در شعر خود گفته بود:« من مردى شناخت شده و خوشنام و با تجربه و كاردانم، هرگاه عمامه بر سر نهم مرا خواهيد شناخت» و حجاج هنگامى كه براى امارت كوفه وارد كوفه شد در خطبه خود به اين شعر تمثل جست.
وقتى ظرف غذا به سحيم رسيد آن را واژگون ساخت و آورنده را كتك زد و گفت: مگر من نيازمند غداى غالب هستم؟ اگر او يك شتر كشته من هم شترى مىكشم. ميان آنان مسابقه شتر كشى راه افتاد، سحيم يك شتر براى خانواده خود كشت و صبح روز بعد غالب دو شتر كشت، باز سحيم دو شتر كشت و غالب در روز سوم سه شتر كشت، باز سحيم سه شتر كشت و غالب در روز چهارم صد شتر كشت. سحيم چون آن اندازه شتر نداشت ديگر شترى نكشت امام آن را به دل گرفت.
چون روزهاى قحطى سپرى شد و مردم وارد كوفه شدند، بنى رياح به سحيم گفتند: ننگ روزگار را متوجه ما ساختى، چرا به اندازه غالب شتر نكشتى و ما آمادگى داشتيم كه به جاى هر شترى دو شتر به تو بدهيم؟! سحيم چنين عذر آورد كه شترانش در دسترس نبودند، آن گاه سيصد شتر پىكرد و به مردم گفت: همگى بخوريد. اين حادثه در دوران خلافت امير مؤمنان على بن ابىطالب (ع) اتفاق افتاد، از آن حضرت درباره حلال بودن خوردن آنها فتوا خواستند، حضرت حكم به حرمت كرد و فرمود: اين شتران نه براى خوردن كشته شدهاند و از كشتن آنها مقصودى جز فخر و مباهات در كار نبوده است. از اين رو گوشت آنها را در زبالهدان كوفه ريختند و خوراك سگان و عقابان و كركسان گرديد. (6) .
پىنوشتها:
1)مستدرك الوسائل 3/220 به نقل از مناقب.
2)بحار الانوار 41/ .18
3)نهج البلاغه، خطبه .237
4)بحار الانوار 41/ .14
5)سفينة البحار 1/401 ماده خطر.
6)حياة الحيوان 2/222، ذيل «فرع».
اميرالمؤمنين على بن ابىطالب(ع)ص 754




'
